▂▃▅▆▇█ a █ l █ i █▇▆▅▃▂ سه شنبه 20 فروردین 1392 ساعت 19 و 44 دقیقه و 47 ثانیه نظرات ()


این داستان مولوی است که من با هم کاری گروه ام  می خواهم بخوانم فعالیت های ویژ درس 21







5. كشتی‌رانی مگس
مگسی بر پرِكاهی نشست كه آن پركاه بر ادرار خری روان بود. مگس مغرورانه بر ادرار خر كشتی می‌راند و می‌گفت: من علم دریانوردی و كشتی‌رانی خوانده‌ام. در این كار بسیار تفكر كرده‌ام. ببینید این دریا و این كشتی را و مرا كه چگونه كشتی می‌رانم. او در ذهن كوچك خود بر سر دریا كشتی می‌راند آن ادرار، دریای بی‌ساحل به نظرش می‌آمد و آن برگ كاه كشتی بزرگ, زیرا آگاهی و بینش او اندك بود. جهان هر كس به اندازة ذهن و بینش اوست. آدمِ مغرور و كج اندیش مانند این مگس است. و ذهنش به اندازه درك ادرار الاغ و برگ كاه

منبع:http://www.parsmarket.net