▂▃▅▆▇█ a █ l █ i █▇▆▅▃▂ جمعه 15 خرداد 1394 ساعت 00 و 25 دقیقه و 16 ثانیه نظرات ()
  • اگر دانش آموز ناتوان یادگیری دارید بخوانید
  • دور از ذهن نیست که آموزگاران ابتدایی با دانش آموزان اختلال یادگیری و نارساخوان مواجه باشند. اگر شما هم یک معلم هستید و یا در کادر آموزشی فعالیت دارید خواندن این مطلب به شما توصیه می گردد....

برنامه آموزشی کودکان مبتلا به اختلال یادگیری

دور از ذهن نیست که آموزگاران ابتدایی با دانش آموزان اختلال یادگیری و نارساخوان مواجه باشند. اگر شما هم یک معلم هستید و یا در کادر آموزشی فعالیت دارید خواندن این مطلب به شما توصیه می گردد.

همان طور که در مقالات قبلی اشاره شد مفیدترین و موثرترین روش آموزشی این کودکان آموزش انفرادی است. روشی که با تدریس در کلاس های عادی متفاوت است. معلم آموزش انفرادی به کودک کاملا به طور فردی توجه می کند.

 

چنین معلمی به جای این که بر این امر تاکید داشته باشد که کودک چه کاری را نمی تواند انجام دهد با دقت مشاهده می کند که او چه کاری را می تواند انجام دهد. دانستن این مطلب که کودک چه اشتباهاتی مرتکب می شود به همان اندازه پیشرفت کودک در کارها اهمیت دارد. زیرا اشتباهات کودک نشان دهنده روند فکری و میزان رشد کنونی او می باشد. در آموزش انفرادی معلم می بایست نقش معلم و ارزیاب را ایفا کند. آموزش انفرادی ممکن است به صورت های مختلف مانند آموزش خصوصی، آموزش در گروه های کوچک و سرانجام آموزش در کلاس انجام پذیرد.

 

 

متغیرهای آموزش انفرادی

معمولا معلمین و مربیان مدرسه در کاستن بسیاری از عوامل مربوط به اختلال یادگیری موفقیت چشمگیری ندارند، چرا که ممکن است موقعیت خانوادگی و زیربنای ژنتیکی و بیولوژیکی کودک کلید اصلی مشکلات یادگیری او باشند.

با توجه به این نکات این مشکلات اغلب به وسیله معلم قابل اصلاح و تغییر نمی باشند، ولی نباید این مطلب را نیز از نظر دور داشت که معلم قدرت تغییر بعضی از متغیرها را در مدرسه و کلاس درس را دارد. بنابراین بایستی آن متغیرها با دقت شناسایی و مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرند .معلم آموزش انفرادی بایستی به عوامل زیر توجه داشته و آن ها را به دقت زیر نظر بگیرد:

 

 

1-فضای یادگیری

موقعیت فیزیکی مدرسه و کلاس درس بایستی برای یادگیری محیط مناسبی باشد. اصلاح فضای آموزشی باید با توجه به نکات زیر صورت گیرد

استفاده بجا از وسایل مجزا کننده مثل کابینت های کوچک، ‌پرده،‌ اتاق های مخصوص و گوشه های دنج و خلوت. برطرف کردن محرک هایی که حواس پرتی در کودک به وجود می آورند و سرانجام سادگی معلم از نظر لباس و زیور الات مختلف.

باید توجه داشته باشیم که هدف از کنترل و اصلاح فضای آموزشی این است که به تدریج بر وسعت فضایی که کودک در آن آموزش می بیند افزوده شود تا به حدی که او بتواند در محیط های آموزشی معمولی آموزش ببیند.

 

2-زمان

روش های زیادی برای کنترل زمان آموزش انفرادی وجود دارد. مثلا می توان برای کودک ناتوان یادگیری درس ها را به نحوی تنظیم کرد که در مدت کوتاه تری به نتیجه برسد و در مورد درس ریاضی به جای تعیین یک صفحه تکلیف می توان فقط به تعیین چند تمرین ساده و مختلف اکتفا نمود.

وقت تمرینات زمان بندی شده را میتوان متناسب با موقعیت های یادگیری کم و زیاد کرده و در مورد درس های طولانی هم می توان زمانی کوتاه جهت استراحت دانش آموز منظور نموده و از خستگی بیش از حد او جلوگیری کرد.

 

3-عامل چند وجهی

متغیرهای چند وجهی عواملی هستند که کودک بایستی در انجام تکالیف با آن ها دست و پنجه نرم کند. معلم قادر است با ایجاد محدودیت های زیر از ازدیاد بی مورد آن ها جلوگیری کند:

 

  • کاهش در تعداد قطعات تکلیف درسی که کودک ملزم است آن ها را انجام دهد.
  • کاستن از محرک های خارجی و محیطی
  • کم کردن از تعداد مراحل مختلف تدریس

 

معلم می تواند از تعداد عکس های دیواری،‌ بولت ها،‌ روشنایی بیش از حد، رنگ های موجود در اتاق  و وسایل متنوع کاسته و آن ها را محدود کند. این محرک های محیطی موانع زیادی در یادگیری ایجاد می کنند. بدین معنی که تحریک همزمان و غیر لازم حواس سمعی و بصری و لمسی در یادگیری اثر نامطلوب داشته و از آن ممانعت می کند.

 

4-میزان دشوار دروس

معلم و دانش آموز

اندازه و میزان دشواری دروسی که تدریس می شوند را می توان به نحو قابل تحملی برای کودک تغییر داد. در این جا مفهوم آمادگی اهمیت زیادی دارد. در انجام تکالیف باید به آمادگی کودک توجه زیادی کرد و نباید از کودک بیشتر از حد توانایی او انتظار داشت. زیرا انتظار غیر واقعی باعث شکست کامل کودک در امر یادگیری می شود. عامل دیگری که در رابطه یا یادگیری لازم است مورد توجه قرار بگیرد تدریجی بودن درجه دشواری موضوع مورد نظر می باشد. بدین معنی که بعضی از تکالیف بایستی از نظر زمانی مقدم بر تکالیف دیگر آموخته شوند.

 مثلا کودکی که هنوز تکالیف خواندن شفاهی را نمی تواند به خوبی انجام دهد،‌ به طور قطع در انجام تکالیف مربوط به خواندن بسیار ضعیف خواهد بود و کودکی که در موقع خواندن از تشخیص کلمات عاجز است، نمی توان از او انتظار داشت که در فهم و درک مطالب خواندنی موفق گردد. یا این که کودکی که جمع کردن را به خوبی نیاموخته است، نمی تواند ضرب کردن را درک کند.

 

5-سادگی زبان آموزشی

معلم آموزش انفرادی بایستی کلمات و جمله بندی هایی را که در راهنمای تدریس مورد استفاده قرار گرفته است،‌ بررسی نموده و اطمینان یابد که در آن ها زبان به گونه ای بیان نشده است که دانش آموز را گیج کند .معلم باید مکالمه را درخورد فهم کودک طرح ریزی کند و او را مایوس نسازد. در آسان کردن زبان راهنمایی ها تا حداقل ممکن کاهش داده شده و فقط از کلمات اساسی استفاده شود و ارتباط بصری به  طور مستمر برقرار باشد .باید از استعمال کلمات مبهم و پیچیده احتراز و با حرکات و اشارات دست او را در فهم گفتار کمک نمود. آهسته صحبت کرده و از بکار بردن جملات طویل خودداری شود.

 

6-روابط شخصی:

رابطه حسنه و ایجاد اعتماد دوجانبه معلم و دانش آموز بسیار اهمیت داشته و یادگیری بدون آن ها به خوبی انجام نخواهد شد. در حالی که برقراری روابط حسنه و به وجود آمدن اعتماد متقابل یادگیری را تسهیل نموده و آن را افزایش می دهد.